| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
مردان سه نقطه
سلام دوستان ؛ اين سروده رو از توي يكي از جزوه هاي دوران دانشگاه پيدا كردم ؛ دوراني كه خيلي دنبال مردان سه نقطه مي گشتيم ؛ شاعرش هم فكر ميكنم آقاي محمد مرادي باشه اين روزا وقتي كه تو حرفها و نظرات كانديداهائي كه همشون هم ادعا مي كنن براي خدمت اومدن دنبال " اصلح " مي گردم ؛ بعضي جاها نشونه هائي از اين مردان ... رو مي بينم . ولي با يه كم دقت تو حرفها راحت ميشه صالحين و از ميون اونا " اصلح " رو پيدا كرد .
ارزيابي از خدا كردند مردان ... ارث دين را ادعا كردند مردان ... از ركوع و سجده هر صبحشان نيرنگ ميريخت سجده ها بهر ريا كردند مردان ... بت شكن بودند در ظاهر ؛ ولي با كارهاشان كعبه ها از بت بنا كردند مردان ... با سخنهاي فريب آلود لبهاي دوروشان در دل ما راه وا كردند مردان ... از مضاف خون انسانها وضوشان سرخ ميشد سينه ها را كربلا كردند مردان ... جيبشان پر ميشد از فرياد يارب يارب ؛ آري باند بازي با خدا كردند مردان ... رهبران را رهبر بيگانه ميخوانند اينان رهزنان را رهنما كردند مردان ... دست جانبازان عاشق را به دژخيمي بريدند عشق را بي دست و پا كردند مردان ... اي امام دين بيا با ذوالفقار عشق و بنگر در لباس دين چه ها كردند مردان ... بي خبرهاي زمان نام تو را بر نيزه دارند سوء تعبير از شما كردند مردان ...
|+| نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 23:12 |
حجت الهی ...
خورشيد رخ مپوشان در ابر زلف ؛ يارا چون شب سيه مگردان ؛ روز سپيد ما را ما را ز تاب زلفت ؛ افتاده عقده بر دل بر زلف هم به هم زن ؛ دست گره گشا را اي بحر عفو و رحمت ؛ بر ما ترشحي كن كز لوح دل بشوئيم ؛ مسوده خطا را فخر جهانيان شد ؛ ننگ صنم پرستي جانا ز پرده بنماي ؛ روح خدانما را اي آشكار پنهان ؛ برقع ز رخ بر افكن تا جلوه ات ببينيم ؛ پنهان و آشكارا بي جلوه ات ندارد ارض و سما فروغي اي آفتاب معني ؛ هم ارض و هم سما را اي پرده دار عالم ؛ در پرده چند ماني ؟ آخر ز پرده بنگر ياران آشنا را باز آ كه بي وجودت ؛ عالم سكون ندارد هجر تو در تزلزل ؛ افكنده ماسوا را حاجت به توست ما را ؛ اي حجت الهي آري به سوي سلطان ؛ حاجت بود گدا را
" فؤاد كرماني "
|+| نوشته شده توسط سیاوش در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 0:24 |
كدام روز ؟
مي آئي از حضور بهاران ؛ كدام روز ؟ با يك سبد شكوفه به دامان ؛ كدام روز ؟ ارديبهشت و بهمن و مرداد و مهر ماه از روزهاي آخر آبان ؛ كدام روز ؟ تقويم ها هميشه مرا گيج مي كنند در انتظار آمدن آن كدام روز ... خورشيد شهر غافل از اينكه چه مبهم است مي آورد به چشم تو ايمان ؛ كدام روز ؟ سرشار از زلال حضور تو مي شود اين آسمان آينه گردان ؛ كدام روز ؟ در سينه هاي سوخته از انتظار تو مي آئي از طراوت باران ؛ كدام روز ؟ در انتظار آمدنت جمله زمان كي مي رسد به نقطه پايان ؛ كدام روز ؟ " شيرين خسروي "
|+| نوشته شده توسط سیاوش در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 23:23 |
|
درباره وبلاگ
![]() ..... بسمه تبارک و تعالی .....
سلام دوستان , این وبلاگ جائیه برای گردآوری اشعار و نوشته ها درباره انتظار ,منتظر ,موعود و ... این اشعار و نوشته ها رو طی سالهای گذشته از مجلات, روزنامه ها, دفاتر دوستان و ... جمع کردم . اگر اسم شاعر یا گوینده متنی رو نداشتم با اسم ناشناس میذارم . انشا الله که راضی باشند. اگر هم کسی ناراضی بود خبر بده تا نوشته اش رو از وبلاگ بردارم. خوشحال میشم اگر دوستانی که شعر یا نوشته ای دارن به ایمیل من بفرستن تا در وبلاگ استفاده بشه. البته من به خاطر شیرازی بودن یه کم تو انتخاب شعر سختگیرم . نگین نگفتیا ! بحول الله و قوته , این وبلاگ تا جمعه موعود هر جمعه به روز خواهد شد. یا حق منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
شهریور 1388مرداد 1388 خرداد 1388 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 پيوندها
امام عشقعبدالمهدی ساده بگویم کاکو شیرازی خرابات نشین ساحل افتاده اسلام در اروپا تازه های ادبی جائی در آسمان ترانه های عاشقانه خادمه اهل البيت-ع همنشين با پروانه ها كنيزان حضرت زهرا-س خط خطی های دلتنگی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |