| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
مسافر فردا
صبح در ازدحام چشمانت کمتر از قطره ایست می دانم در سرودی که نام تو جاریست آسمان را حقیر می خوانم ای بلندای دست تو مارا , انتظار دعای می آئی دل فدا کرده ایم قابل نیست , نذر دلهای عاشقت جانم صبح در ازدحام چشمانت , یک تلاقی ز آب و آئینه است شسته ام دل در این عطش اما , کی جلا می دهی به چشمانم هر شب از آسمان فرو بارد کهکشانی ستاره اما من در مسیر نگاه نرگسها چون سرشکی به دیده پنهانم کی می آئی مسافر فردا , تا دهم جان و دل به شاباشت تا که تفسیر تازه ای یابد , آیه های اصیل قرآنم انتظاری تمام عمرم را , مثل تقویم کهنه بر گرداند باز هم گر خدا دهد عمری , همچنان در ره تو می مانم " میثم دادخواه "
|+| نوشته شده توسط سیاوش در جمعه بیست و دوم دی 1385 و ساعت 1:29 |
یا علی مددی
فرا رسیدن عید امامت و ولایت , زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی کمک ز غیر تو ننگ است یا علی مددی گشاد کار دو عالم به یک اشاره توست به کار ما چه درنگ است , یا علی مددی
|+| نوشته شده توسط سیاوش در جمعه پانزدهم دی 1385 و ساعت 23:57 |
خسته ام برگرد
از غروبی که زرد می ریزد روی این شیشه , خسته ام برگرد پشت این لحظه های بارانی , رو به کوچه نشسته ام برگرد در سکوت امتداد می دادم تا تو باران چشمهایم را با قدمهای سبز خود امشب , از همین پل که بسته ام برگرد بر خیال مجسمت امشب , در شبی از همیشه میسوزم در زلال سیاه چشمانت ذوب شد چشم خسته ام برگرد از تو گفتن سکوت شد یا بغض ؟ یا کدامین غزل ؟ ولی سوگند مثل بغض همین غزل امشب در گلویم .... شکسته ام .... برگرد .... " جلیل سپید نام "
|+| نوشته شده توسط سیاوش در جمعه پانزدهم دی 1385 و ساعت 23:20 |
نمی دانم که آخر در کدام آدینه می آئی ؟
تمام روزها آدینه شد از ما شکیبائی ..... نمی دانم که آخر در کدام آدینه می آئی ؟ تمام شهر من هر روز دستی بر دعا دارند ؛ که از خلوت برون آئی نقاب از چهره بگشائی بگو می آئی آری تا بشویم زنگ غم از دل به یادت دلخوشم این روزها در اوج تنهائی همیشه حس اینکه پیش مائی تازه میگردد ! و من هم زنده ام با این شکفتن های غوغائی از آن روزی که رفتی چشمهایم بر افق مانده است که شاید باز هم برگردی از آن سمت رویائی پس از تو غنچه ها نشکفته پژمردند در اینجا مرا یک عمر آزردند گلهای مقوائی
" داود نوروزی "
|+| نوشته شده توسط سیاوش در جمعه هشتم دی 1385 و ساعت 22:43 |
آخرين فريادرس
تنگ شد در اين قفس ما را نفس كي خواهي آمد ؟ يك نفس اي دوست باقي مانده؛ پس كي خواهي آمد ؟ چشم بر راه تو آخر چند بنشينيم گريان بازگو اي آخرين فريادرس كي خواهي آمد ؟ حسرت يك لحظه بوي نرگسم از پاي تا سر يك شبم در خواب خونين قفس كي خواهي آمد ؟ اي بهار باغهاي تشنه صبح و صنوبر شعله ور بر خرمني از خار و خس كي خواهي آمد ؟ خيل مستان تو را باشد در اين يلداي سنگين آرزوي كوچه هاي بي عسس كي خواهي آمد ؟ شهسوار من ! خدا را از بيابانهاي رويا تندر آسا در طنين صد جرس كي خواهي آمد ؟ سهم خود از نان و نور عشق، خواهيم از تو و بس "اي كسي كه نيستي چون هيچ كس " كي خواهي آمد ؟
" بهمن صالحي "
|+| نوشته شده توسط سیاوش در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 21:34 |
|
درباره وبلاگ
![]() ..... بسمه تبارک و تعالی .....
سلام دوستان , این وبلاگ جائیه برای گردآوری اشعار و نوشته ها درباره انتظار ,منتظر ,موعود و ... این اشعار و نوشته ها رو طی سالهای گذشته از مجلات, روزنامه ها, دفاتر دوستان و ... جمع کردم . اگر اسم شاعر یا گوینده متنی رو نداشتم با اسم ناشناس میذارم . انشا الله که راضی باشند. اگر هم کسی ناراضی بود خبر بده تا نوشته اش رو از وبلاگ بردارم. خوشحال میشم اگر دوستانی که شعر یا نوشته ای دارن به ایمیل من بفرستن تا در وبلاگ استفاده بشه. البته من به خاطر شیرازی بودن یه کم تو انتخاب شعر سختگیرم . نگین نگفتیا ! بحول الله و قوته , این وبلاگ تا جمعه موعود هر جمعه به روز خواهد شد. یا حق منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
شهریور 1388مرداد 1388 خرداد 1388 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 پيوندها
امام عشقعبدالمهدی ساده بگویم کاکو شیرازی خرابات نشین ساحل افتاده اسلام در اروپا تازه های ادبی جائی در آسمان ترانه های عاشقانه خادمه اهل البيت-ع همنشين با پروانه ها كنيزان حضرت زهرا-س خط خطی های دلتنگی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |